داسی کوتاه بچولا!=|
وقتی پاملا از حموم میاد بیرون و اسم سشوار رو یادش ميره!

پاملا-اون چیز من کجاست?

بچه ها-چیز?

پاملا-بابا اسمشو یادم رفته...هموني که باهاش سرمون رو خشک ميکنيم!

وینی-حوله!

پاملا-حوله نه!اونی که باد ميزنه!

تيفي-پنکه!

پاملا-نه...باد شدید ميزنه ...

ناری-کولر!

پاملا-بابا!باد داغ ميزنه!

هتر-اطو اطو!

دی دی-اجاق اجاق!

پاملا-بابا شما نديديد اونو تا حالا?

هانتر-میشه یه راهنمایی کنی?تو جیب جا ميشه?

پاملا-ببینید...اینی که تو حموم بود من میزدم به سرم....

هتر-شامپو!

پاملا-شامپو نه!

سحر-تو لیف می زنی به سرت?

پاملا-بابا چرا خودتون رو میزنید به اون راه?هموني که میگیریم سکون رو خشک ميکنيم?

ناری-بیگودی!

اخريه منو پوکوند!

[ جمعه نهم مهر ۱۳۹۵ ] [ 8:12 ] [ 🍭Vera🍭 ] [ ]
آخرین مطالب